18 بهمن
December 01
در نقاشیهایم طبیعت را نه صرفاً بهعنوان یک منظره، بلکه بهعنوان فضایی برای تجربهی نور، حرکت، سکوت و احساس دنبال میکنم. آب و جریان آن یکی از عناصر اصلی آثار من است؛ عنصری که برایم نمادی از تغییر، تداوم و رهایی است.
با استفاده از رنگگذاری ضخیم، ضربههای آزاد و بافتهای ایجادشده با کاردک و قلممو تلاش میکنم به جای بازنمایی دقیق طبیعت، برداشت حسی و شخصی خودم از آن را منتقل کنم. در این فرآیند، رنگ و بافت نقش مهمی در شکلگیری فضا دارند و گاهی مرز میان واقعیت و انتزاع را کمرنگ میکنند.
پالت رنگی آثارم اغلب از طیفهای سبز، آبی، خاکستری و سفید شکل میگیرد؛ رنگهایی که برای من یادآور طبیعت، آرامش و در عین حال قدرت و حرکت هستند. نور در میان این رنگها ظاهر میشود و مسیر نگاه مخاطب را در نقاشی هدایت میکند.
هدف من این است که مخاطب در برابر اثر، تنها یک منظره نبیند؛ بلکه برای لحظهای مکث کند، حضور طبیعت را احساس کند و با فضای درونی اثر ارتباط بگیرد. نقاشی برای من راهی است برای ثبت احساسی که شاید با کلمات قابل بیان نباشد.